وقتی داشت پشت صنحه ی فیلم رو می داد پیش خودم گفتم ای بابا باز یه فیلم تاریخی خسته کننده ی دیگه و باز خیلی بی تفاوت نگاهش کردم ولی اصلا فکر نمی کردم آینده قرار چه اتفاقی بیفته.
فیلم روزگار قریب سال87 پخش شد و من دوم دبیرستان بودم با کلی ذوق شوق علوم انسانی می خوندم واین فیلم روز دوشنبه برای اولین بار از شبکه ی 3 پخش و همون قسمت اول بدجوری رفت توی دلم و یک دل نه صددل عاشق فیلم شدم و تا آخرین قسمت با ذوق فراوان نگاهش کردم و فهمیدم عجب مردی نازنینی بوده این دکتر قریب و چقدر دیر شناختم.
بهرحال اینقدر این علاقه زیاد شد که رفتم و مجموعه ی روزگار قریب رو خریدم و اگه من اول دبیرستان این فیلم رو دیده بودم صدرصد تجربی و بعدش پزشکی رو اتخاب می کردم و میخوندم.
این مرد نازنین بود و فوق العاده این مرد اولین بار انتقال خون را در ایران پایه گذاشت
و آخرش هم هماچوری (دفع خون از دستگاه ادراری) این مرد نازنین را از بین ما برد
روحش شاد...
برچسب: اول دبیرستان,دکترقریب,کیانوش عیاری, نویسنده: سیداسماعیل علوی تاريخ: پنجشنبه 28 دی 1391 ساعت: 0:16
خبرنگاری زرد به خبرها و خبرنگارانی اطلاق میشود که پایشان را از اصول حرفهای و اخلاقی روزنامه نگاری بیرون گذاشته و در مورد موضوعاتی مانند رسوایی و تهمتهای جنسی، دلالی تهمت و شبهه وارد کردن به دیگران و یا دست آویز کردن موضوعات احساسی برای سوء استفاده بردن از آنها، اطلاق میگردد که به صورت نیمه تعریف شدهای توهین ناتمام (not quite libel) لقب گرفتهاست.
پولیتزر روزنامه وورلد (the World) را در سال ۱۸۸۳ پس از ایجاد روزنامهپست خانه سن لویس خرید. شروع کار ناشر با تصحیح انتشارات آلمانی زبان در سن لویس آغاز شده بود و بر اساس این پیش زمینه میدانست که بازار نو بنیادی است و سود آنچنانی را نصیب او نخواهد کرد. پولیتزر سعی کرد تا وورلد را به یک روزنامه سرگرم کننده تبدیل کند و صفحاتش را با عکسهای متفاوت، بازیها و مطالبی که خواننده را جذب خود میکردند پر کند بخصوص برای کسانی که انگلیسی زبان دوم آنها بود.
بهرحال زردی بعضی از خبرنگارها بدجوری توی ذوق مردم می خوره حق دارید.
واقعا برخی موارد آن حسابی روی ذهن مخ انسان رژه میره که کاملا قابله درکه.
برچسب: خبرنگاری زرد,زرد, نویسنده: سیداسماعیل علوی تاريخ: چهارشنبه 27 دی 1391 ساعت: 3:08
خیلی جالب بود وقتی برای اولین بار از ته قلبم خواستم که میکرفون بگیرم چون فکر نمی کردم این آرزو خیلی زود قرار برآورده بشه.
داشت برنامه ی ورزش و مردم می داد همونجا تصمیم گرفتم خبرنگار بشم.
از این موضوع چند هفته ی گذشت تا اینکه انتخابات معروف۸۸ اومد و فضای کشور مهلتب بود و منم دیگه یادم رفته بود.
بعد از این انتخابات که مشخص شد احمدی نژاد بار دیگر رئیس جمهور شد جشنی گرفتند یاران احمدی نژاد و من برای سرگرمی می خواستم برم ولی وقتی کنار دکه وایستادم انگار دوباره انرژی گرفتم .
می دونستم که یکی از دوستام در هفته نامه کار می کند ولی خب کدوم هفته نامه نمی دونستم و من شانسی هفته نامه ی رو گرفتم که دوستم کار می کرد وقتی فهمیدم که اسمش و شماره اش روی هفته نامه بود.
بهش زنگ زدم و گفتم می خوام کارکنم و اون استقبال کرد و من کلی خوسحال شدم.
با هم رفتیم به هفته نامه ولی نشد این همکاری ادامه پیدا کنه چون من خیلی ناشی بودم.
گذشت تا این که سال۸۸ داشت تموم می شد و بار دیگر من را به یک هفته نامه دیگه دعوت کرد در این هفته نامه ۳هفته رفتم ولی حاصلش شد یه مصاحبه ورزشی که اونم تو یه هفته نامه دیگه چاب شد اینجا هم همکاری تموم شد.
تا اینکه فروردین ۸۹ بود وبرای سومین بار به من زنگ زد و گفت باشگاه خبرنگاران جوان کلاس گذاشته و این یعنی برآورده شدن یکی از آروزهام بود.
کلاس ها را رفتم وخرداد ۸۹تونستم وارد کار بشم و مرداد همون سال من میکرفون گرفتم و اولین گزارش خودمو کار کردم با عنوان فکر.
و ۸۹ هم رفتم دانشگاه خبر در همدان و مسیر زندگی من عوض شد
و شدم خبرنگار باشگاه خبرنگاران جوان مرکز قزوین
برچسب: چطوری خبرنگار شدم,باشگاه خبرنگاران جوان, نویسنده: سیداسماعیل علوی تاريخ: چهارشنبه 27 دی 1391 ساعت: 2:46
سلام
این سلام کردن هم که شده عادت روزانه که حتی توی این سایت های مجازی هم رسوخ پیدا کرده
بهرحال برای اینکه بدونید با یه فرد کاملا مودب روبرو هستید میگم سلام
من سیداسماعیل علوی هستم
من خبرنگار(باشگاه خبرنگاران جوان)هستم
من تصمیم گرفتم تا از اینجا که یک فضای مجازی است با شما صبحت کنم خاطرات خودمو بذارم و با شما حرف بزنم و شما هم اگه دوست داشتید مشکلات خودتون رو با من در میتان بذارید تا شاید با بیان آن و کار کردن گزارش کمی از آن مشکل کم کنم
راستی یادم رفت من در قزوین زندگی میکنم
من دانشجوی خبرنگاریم در همدان
وشاید در آینده فیلم ساز بشم
فدای همه ی شما مردم خوب ایران...
برچسب: خبرنگارم , باشگاه خبرنگاران جوان,خوش آمدید, نویسنده: سیداسماعیل علوی تاريخ: چهارشنبه 27 دی 1391 ساعت: 2:48